نهیه و تدوین : سرگروه آموزشی شهرستان سنقر آقای جواد ایزدی آگهی

مشکلات موجود در آموزش زبان فارسی (3)

بخش الف)در واج شناسی:

مثال به صورت سوال از میان دو صورت واج نگاری شده ی واژه های زیر کدام یک را درست می دانید؟

                           / اس/   ِ /  ،   /ی / ، /ا/، /س/ /،  /  ، /ت/     7 واج

الف:سیاست

                             س/ ، / ی / ، /ی/1،/س/،/  /،/ ت/    7 واج

اختلاف واج نگاری ، در نوع مصوت هجای نخست کلمه است. لطفاً دقت کنید.

ب)دانش آموز: دا / نـِ/ شا /موز

1-(صامت+مصوت) (صامت+مصوت) (صامت+مصوت) (صامت+مصوت+صامت)

2-دا/نِش/آ /موز( صامت+مصوت) (صامت+مصوت+صامت) (صامت+مصوت) (صامت+مصوت+صامت)

 

اختلاف:در تعداد واج هاست

در صورت انتخاب واج نگاری با حذف همزه یک صامت ، از نظر تعداد واج ها کم می شود.

نتیجه این که:آیا در واج نگاری کلمات، فرایندهای واجی را باید لحاظ کنیم یا نه؟ در نامطابق های املایی صورت املاییی را برای واج نگاری انتخاب می کنیم یا صورت آوایی؟

 

بخش ب) تکواژ شناسی:

سوال نمونه: تعداد تکواژهای کلمات زیر را مشخص کنید.

1-بیابان، ناودان، دستگاه ...

این واژه ها به صورت کاملاً آشکار در بحث ساختمان واژه ی (1) واژه های ساده معرفی شده اند و استدلال مولف کتاب این است که در تشخیص ساختمان واژه نباید به پیشینه ی تاریخی کلمه توجه نمود. امّا برای دانش آموز قابل فهم نیست:

               ناو+دان  ساده معرفی شده = ناو(اسم)+دان(وند اشتقاقی)

چرا

             ریاضی دان (ریاضی +دان)=مرکب معرفی شده است.  ریاضی(اسم)+دان(وند)

در مورد واژه های زیر نیز کاملاً اختلاف نظر وجود دارد.

امروز-دیروز (در کتاب زبان فارسی (3)تألیف هامون سبطی و ...، این کلمات یک تکواژ حساب شده اند امّا در کتاب پنج بحث زبان فارسی تألیف علیرضا عبدالمحمدی، نشر اگو و نیز خیلی سبز و نیز کنکور آزمایشی سنجش، دو تکواژ محسوب شده است.

و نیز مثال های فراوان دیگر از این دست که پرداختن به این اختلاف آرا، خود نیازمند به تألیف کتاب درسی جداگانه ای است.

خُب حالا شما بگویید «هنرپیشه« چند تکواژ است؟ در حالی که در کتاب درسی می گوید «پیشه» به معنی شغل است و یک تکواژ است . چگونه برای دانش آموز استدلال می کنید که «پیشه» از نظر معنایی ربطی به کلمه ی «پیش» ندارد؟ یا دارد؟ یا کلمه ی «طبیعی» را با کدام استدلال علمی یک تکواژ در نظر بگیریم؟

سوال نمونه ی دیگر: نوع تکواژهای واژه های زیر را مشخص کنید.

بی مسئولیت: وند اشتقاقی+تکواژ آزاد قاموسی+ یت وند اشتقاقی؟  وند تصریفی؟

شما چه طور فکر می کنید؟ آیا شما تکواژهای عربی معمول در زبان فارسی را وند اشتقاقی می گیرید یا تصریفی؟ تکواژهایی نظیر تنوین، ال، حروف جر و ....

 

بخش ج)ساختار جمله ها:

در کتاب درسی فعل «رسید» در جمله ی «نامه ای از دوست رسید» ناگذر معرفی شده است ودیگر این که تصریح شده است«فعل رسید اگر تکواژ گذرا ساز «ان» را بپذیرید تنها گذرا به مفعول می شود. یعنی جمله ی «نامه رسان ، نامه را به من رساند» طبق استدلال کتاب تنها سه جزیی گذرا به مفعول است. امّا فهماندن این مطلب به دانش آموز که فعل «رساندن» به حرف اضافه ی »به» نیاز ندارد بسیار دشوار است.

نکته اینجاست «در صورت عوض شدن معنی افعال گذر فعل تفاوت می کند»

مثال:

1-پدرم خانه ای برای ما می سازد   گذرا به مفعول

2-پدرم با اخلاق ما می سازد     گذرا به متمم

مثال دیگر:

1-دوستم زیاد به خودش می رسد  (رسیدن به معنی محافظت و مراقبت است و به حرف اضافه نیاز دارد)

2-میوه ها در تابستان می رسند.       (رسیدن به معنی کمال یافتن است و ناگذر)

3-نامه های جالبی از دوستان پایتخت نشین به شهرستانی ها رسید ه است.

به طور کلی عرض می کنم، تشخیص حرف اضافه ی اختصاصی افعال کار آسانی نیست. کافی است به کتاب های کمک درسی رجوع کنید و ببینید که در این زمینه بین مولفان محترم چه قدراختلاف رای وجود دارد.

مشکل دیگر در باره ی جمله های دو مفعولی است

مثال:دوستم دیوار اتاقش را رنگ زد.

دوستم(نهاد) دیوار(مفعول) رنگ(چون قابل گسترش است ونقش دستوری می گیرد ونیز گسست پذیری نیز دارد(با سه دلیل) مفعول دوم جمله است.

امّا سوال این است. «زد» در این جمله قطعاً به معنی «کوبیدن» به کار نرفته و به معنی «چسباندن» به کار رفته است. پس در این صورت مثل چسباندن به حرف اضافه ی «به» نیازمند است . یعنی ترتیب جمله این گونه است:

دوستم به دیوار اتاقش رنگ را زد.

دوستم(نهاد) –دیوار(متمم اجباری)-رنگ(مفعول) زد(فعل)

شما کدام نظر را می پسندید؟نکند می گویید «الله اعلم» (!)

 

بخش د)ساختمان واژه:

در ساختِ واژه های زیر کدام صورت را می پسندید؟

                     نظر کتاب درسی: دست + بند (اسم +اسم)  =اسم مرکب

دستبند

                    نظر من یا تو یا شاید هیچ کس (!) :اسم + بن فعل= اسم مرکب

                              نظر کتاب درسی: بن + وند + بن =مشتق مرکب

خواب و خور 

                               نظر دیگر: اسم +وند+اسم =مشتق مرکب

اگر حوصله دارید لطفاً کمی هم روی مثال های زیر چانه بزنید(!) یا دست و پنجه نرم کنید(!) اصلاً به ما کمک کنید.(بهتر است)

کشت و کشتار، شب بو، کمربند، وادار و ....

راستی شما چه طور می فهمید «چهارگوشه» در جمله ی زیر مشتق مرکب است؟

«من چهارگوشه ی دنیا را گشتم»

بهتر است توضیح دهیم که این جمله را این گونه هم می توان نوشت «من، چهار، گوشه ی دنیا را گشته ام »در این صورت می دانید که چه اتفاقی می افتد.(؟)

بخش و )گروه های اسمی:

سوال نمونه:در جمله ی زیر چند وابسته پسین به کار رفته است؟

«غزل رودکی مایه ی رشک و حسرت عنصری بود» سوال کنکور (90)رشته ی ریاضی

جواب آقا یا خانم شماره ی 1:رودکی(مضاف الیه)، رشک(مضاف الیه) حسرت(مضاف الیه) عنصری(مضاف الیه چون اسم است)

جواب آقا یا خانم شماره ی 2:رودکی(مضاف الیه)،رشک(مضاف الیه)، حسرت(مضاف الیه)عنصری(صفت چون صفت نسبی است)

جواب آقا یا خانم شماره ی 3: رودکی(مضاف الیه)،رشک(مضاف الیه)، حسرت(مضاف الیه)عنصری(وابسته ی پسین نیست. بلکه وابسته ی وابسته است (یعنی مضاف الیه مضاف الیه)

جواب آقا یا خانم شماره ی 4: رودکی(مضاف الیه)،رشک(مضاف الیه)، حسرت(مضاف الیه)عنصری(وابسته ی پسین نیست. بلکه وابسته ی وابسته است از نوع صفت مضاف الیه )

*کتاب درسی هیچ توضیحی برای رفع ابهام و رسیدن به پاسخ واضح این سوال ندارد جالب است بدانید که:

سازمان سنجش در پاسخی که به این سوال داده است هیچ یک از گزینه ها را قبول ندارد . استادان محترم سازمان سنجش شاید معتقدند که عنصری باید دو بار به عنوان مضاف الیه به شمارش آید:

«مایه ی رشک عنصری، مایه ی حسرت عنصری«

اصلاً شما بگوید:خدا را خوش می آید(!)

باز هم گروه های اسمی:

سوال:اگر اسمی چند وابسته ی پسین از نوع مضاف الیه داشته باشد، مضاف الیه های دوم به بعد را چه گونه نام گذاری می کنیم. مثال: گل سرخ باغ آشنایی تو .  باغ(مضاف الیه) آشنایی(مضاف الیه مضاف الیه)  تو=(؟)

یا مثلاً داستان های حماسی ملت های گوناگون جهان باستان .

در این مثال لطفاً بگویید که «ها» وابسته است یا واببسته ی وابسته (؟) دیگر این که تکلیف «باستان» را هم مشخص کنید؟ وابسته است یا وابسته ی وابسته.

نکته:کتاب درسی جواب صریح و روشنی به این سوال نداده است.

سکوت تلخ در باره ی سوال دیگر:

اگر شاخص پس از اسم بیاید آیا شاخص نیست؟

مثال: میرزا مسیح خان معلم انشای ما بود.

مثال دیگر: امیر سرلشکر شهید بابایی، امروزه اسوه ی جوانان خلبان شده است.

آیا عنوان امیر و سرلشکر را باید هسته محسوب کنیم یا شاخص(آیا سه شاخص کنار هم با یک هسته به عنوان وابسته ی پیشین آن هسته، می آیند؟ )

برای این پرسش ها در کتاب های درسی جواب وجود ندارد.

 

بخش ی)مطابقت نهاد و فعل

می دانیم که اگر حذف برای پرهیز از تکرار صورت گیرد آن را حذف به قرینه ی لفظی می گویند امّا اگر خواننده یا شنونده از سیاق سخن به بخش حذف شده پی ببرد، حذف به «قرینه معنوی» است.

آن چه خواندید تمام اطلاعاتی بود که با تکیه بر آن دانش آموز باید بتواند نوع حذف را در جمله تشخیص دهد. البته بگذریم از اصطلاح »سیاق سخن» که تقریباً هیچ معادل فارسی برای کلمه ی «سیاق» نمی شود گذاشت و به هیچ وجه برای دانش آموز قابل فهم نیست.

در باره ی جواب سوال دوم همین درس از کتاب زبان فارسی (3) بهتر است کمی تأمل کنیم.

«آن ها با اسب حرکت کردند. ما نیز به دنبالشان [با اسب حرکت کردیم]

1-باید و نباید حذف متمم اختیاری در این نمونه قابل بحث است.

2-چرا نباید فعل جمله دوئم را حذف به قرینه معنوی محسوب نکنیم در صورتی که هیچ دلیلی نداریم گوینده و نویسنده به خاطر پرهیز از تکرار فعل جمله را حذف کرده است. چون اگر می خواست این گونه باشد جزء غیرصرفی فعل را در جمله ی اول ذکر می کرد و جزء دوم را حف می نمود.

دیگر این که اگر «حذف نابه جا» صورت گرفته است؛ چرا این نوع حذف را در محتوای درس به دانش آموزان درس نداده ایم یا متذکر هم نشده ایم.

ادامه تمرین

«آن ها زودتر» [از ما به آن جا رسیده بودند]

1-می دانیم که کلمه ی زودتر در جمله ی بالا نقش قیدی دارد بنابر این کلمه ی «ما» متمم قید است :آیا حذف متمم قید به قرینه ی لفظی است یا معنوی؟

2-همه ی منابع آموزشی و کمک  آموزشی معتقدند که «رسیدن» در اکثر معانی خود گذرا است و در این معنی نیز به حرف اضافه ی «به» نیازمند است. حال که نهاد و فعل دو جمله باهم فرق دارد آیا بازهم باید حذف را به قرینه لفظی و (نابه جا) بدانیم؟